مولف ناشناخته
305
تاريخ شاهى ( فارسى )
( 50 ) - ص 193 ، دشتبر - كه امروز هم به همين نام خوانده مىشود ( با ضم باء ) در بعض كتب « صحرابر » ضبط شده است . ( رجوع شود به سلجوقيان و غز در كرمان ص 60 ) . ( 51 ) - ص 193 ، صوغان ، امروز هم ارزو و صوغان به همين صورت خوانده ميشوند . ظاهرا صوغان صورتى از چوگان باشد ( تنگ چوگان - فارس ) ( 52 ) - ص 199 ، شهرير بهجاى شهريور . در لغت نيز به كار رفته است . ( 53 ) - ص 207 ، لاور بجاى راور . اصولا تبديل لام به راء و بالعكس در لهجههاى قديم ايرانى بسيار متداول بوده و هنوز هم نمونه دارد . ( 54 ) - ص 204 ، تمغاآل ، فرمان سرخ ، مقصود نشان و فرمان طلائى است ( آلتون - طلا ) كه بر بالاى فرمانها نهاده مىشد ، در دورههاى اخير ، لاك سرخرنگ جانشين اينگونه تمغاها شده است . ( 55 ) - ص 205 ، نام نكودريان در تاريخ كرمان - خصوصا اواخر قراختائيان و اوايل آل مظفر - به تفصيل آمده است . ظاهرا مركز حملات اين طايفه از حوالى سيستان بوده است و در زمان آل مظفر به يزد هم تجاوز كرده بودهاند . رؤساى اين طايفه در زمان محمد مظفر ، مثل « نوروز » و « گربه » شهرت داشتهاند . ( آل مظفر محمود كتبى ص 10 ) . فارسنامه اين طايفه را اصلا مغولى مىداند ( ص 39 ) . ( 56 ) - ص 206 ، قترو كه در جغرافى كرمان به صورت قطرو و « كدرو » ضبط شده در غربى زيدآباد و نزديك نىريز قرار دارد . ( 57 ) - ص 206 ، طارم و فرغان ، امروز هم به صورت طارم و فارغان در حوالى رودان شهرت دارد . خشناباد در كفهء كوه بره مال است . ( 58 ) - ص 207 ، كلبار ، همان حوالى رود كربال و دشت كربال است كه از رودخانه كر مشروب مىشود و بند امير بر آن بسته شده است .